هنر چنگالی

دلشدگان وبلاگی است که توسط گروهی که حوادث دوران دانشجویی آنها را بهم پیوند زد شکل گرفت
زندگی یک سیب است ، گاز باید زد با پوست ...

پی نوشت1:خیلی چیزا داره عوض میشه .
پی نوشت2:امسال تولدم انگار خونه نباشم.ببینیم چی میشه...
چند روزی ست
طاقچه دلم خالی ست
و تنها یک حس غریب مرا در غمی بزرگ فرو می برد
امروز تنهاتر از هر لحظه ام
دلم خانه تکانی میخواهد
چند سالی ست
آیینه اش را غبار تنهایی به عاریه گرفته !!!
.
.
.
از وبلاگ ترانه
چند وقتی هست دیگه فکر نمی کنم
هر کاری پیش بیاد انجام میدم
هر حرفی به ذهنم برسه میگم
هر جایی هوس کنم می رم
هر کی بگه دوستت دارم .... نه............

«همهٔ این اعتراضات دلخوشکنک است. همهاش گه است. دولت، مملکت، سینمایش، ادبیاتش، مزقانش... آدم عُقِش مینشیند.»
صادق هدایت
آدمها
بزرگ که میشوند
دیگر بلندپروازیهای بزرگ ندارند
اشتباهات بزرگ نمیکنند
حماقتهای بزرگ هم
آدمبزرگها
بلندپروازیهای کوچک دارند
اشتباهات کوچک
حماقتهای کوچک
اَلِساندرو ایلِخا

از این عکس خوشم اومد وگرنه به نظر میاد ربطی به موضوع متن نداشته باشه.
یه خوشه سه از تهران پی ام بده ، وب میدم.
خوشه ٣ آقا متشخص از اراک برای دوستی محترمانه پی ام بدید.
خوشه یک از ناکجا آباد ، هر کی دلش گرفته و می خواد گریه کنه پی ام بده.
هر کس مسیحی دارد، بودایی که باید از غیب برسد ، ظهور کند ، بر او ظاهر گردد و نیمه اش را در بر گیرد و تمام شود.
زندگی جستجوی نیمه ها است در پی نیمه ها ، مگر نه وحدت غایت آفرینش است ؟
پروانه مسیح شمع است ، شمع تنها در جمع ، چشم انتظار او بود ، مگر نه هر کسی در انتظار است؟
از دکتر علی شریعتی
در مراسم خواستگاری
مادر دختر: خوب آقا زاده به سلامتی تو خوشه چندن؟
مادر پسر: راستش اس ام اس زده گفتن خوشه3 ولی قراره اعتراض کنه بذارنش تو خوشه2
مادر دختر: ما اصلا رسم نداریم داماد تو خوشه پایین تر از سه باشه، از الان گفته باشم...
درصف نانوایی
مشتری به شاطر: خدا بهت برکت بده شاطر!
شاطر: دعا کن تو خوشه یک بذارنم.
در اداره
کارمند خوش شانس به همکاران: آقایون خوشه سومی، حاجی تون تو خوشه یک رفته، خلاصه تعارف نکنین، پول مول خواستین درخدمتیم.
در آرایشگاه زنانه
شمسی خانم: شوهرم به اداره آمار اس ام اس زده، گفتن شما تو خوشه چهارین!
فخری خانم: این که چیزی نیس. شوهر من اس ام اس زده به اداره آمار که اگه واسه یارانه پول کم آوردین، عددشو بفرستین تا چکشو بکشم!
در پیاده رو
دستفروش: کوپن، بن کارمندی، عکس، پاسور، خوشه ...
دو سه تا جمله داشت خیلی بانمکه:
میگه چرا با دوست من دوست شدی. چرا بهم خیانت کردی؟
میگم خیانتی در کار نبوده فقط می خواستم بینتون یه رقابت سالم ایجاد کنم. همین.
با وجود همه آشوبهای دلم، همه چیز آرام است. آرامش گورستانی-آرامش گوسفندی
هیچ وقت نخواهم گفت اما سالهاست که مرده ام مثل حالا
به نقل از وبلاگ دختر حوا
لحظه ها را دریاب
چشم فردا کور است
نه چراغیست در ان پایان
هرچه از دور نمایان است
شاید ان نقطه نورانی
چشم گرگان بیابان باشد
فروغ فرخزاد
بخشیدن کار بزرگان است،البته به این معنی نیست که هر کسی، کسی رو ببخشه بزرگه.
یادم میاد توی خدمت برای مشخص کردن نگهبانی ساعت 3 صبح یه لنگه پوتین رو باید به تخت آویزون میکریدم تا پاسبخش بیاد بیدارت کنه.
یه شب پاسبخش اومد سراغم ، گفتم من که نوبتم نیست. نگو یکی از بچه ها به عمد خواسته اذیت کنه.
رفقا اسمشو درآوردن و حالا نوبت من بود.
شب 12 رفتم سر تختش دیدم خوابیده ....بی خیالش شدم.
الان به نظرم خیلی مسخره میاد مخصوصا بی خیال شدن!!!
کسی کسی رو می بخشه که بعدا طلبکار نشه
منت نزاره
به روش نزنه
و پپشیمون نشه
به خاطر همین کار بزرگانه
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست
«تنها معجزه بزرگ و نابودنشدنی، اعتقاد بشر به معجزه است.»
ژان پل
«جلوگیری از تکرار تاریخ کاری بیهوده است زیرا شخصیت آدمی طوری است که اجتناب از تکرار را غیر ممکن میسازد.»
مارک تواین
انگار داره همه چیز به روز اولش بر میگرده ...خیلی خیلی قبل...خیلی اول تر....